دانستنی های روان رشد
علت دعوای زیاد بین زن و شوهر چیست؟
-
انتشار: ۱۴۰۵/۰۷/۲۶
-
نویسنده: ادمین روان رشد
-
دسته بندی: مشاوره و درمان بزرگسالان

اختلاف در زندگی مشترک طبیعی است؛ دو نفر با تجربهها، نیازها، حساسیتها و شیوههای ارتباطی متفاوت قرار نیست همیشه با یکدیگر موافق باشند. مشکل زمانی شروع میشود که اختلافهای معمول به دعوای زیاد بین زن و شوهر تبدیل شوند؛ یعنی بحثها مرتب تکرار شوند، موضوعات کوچک به تنشهای بزرگ برسند یا هر اختلافی با داد زدن، قهر، تحقیر و فاصله گرفتن تمام شود.
گاهی زوجها تصور میکنند مشکل اصلی پول، خانواده همسر، کارهای خانه یا دیر آمدن به منزل است؛ درحالیکه پشت دعواهای تکراری ممکن است نیازهایی مثل شنیده شدن، احترام، توجه، امنیت یا تقسیم عادلانه مسئولیتها وجود داشته باشد. پیدا کردن این مسئله پنهان میتواند اولین قدم برای خارج شدن از چرخه دعوا باشد.
علت دعوای زیاد بین زن و شوهر چیست؟
برای علت دعوای زیاد بین زن و شوهر نمیتوان یک پاسخ واحد در نظر گرفت. ممکن است زوجی درباره موضوعات مختلف دعوا کنند، اما وقتی دقیقتر به اختلافهایشان نگاه میکنیم، یک یا دو مسئله مشخص دائماً در حال تکرار باشد.
برای مثال، دعوا درباره دیر آمدن همسر ممکن است در ظاهر مربوط به ساعت باشد، اما برای طرف مقابل معنایی مثل «من برایت مهم نیستم» یا «به من توجه نمیکنی» داشته باشد.
شنیده نشدن حرفها
گاهی هر دو نفر صحبت میکنند، اما هیچکدام واقعاً در حال شنیدن طرف مقابل نیست.
فرد هنگام صحبت همسرش بهجای تلاش برای فهمیدن منظور او، در ذهن خودش برای دفاع یا پاسخ بعدی آماده میشود. نتیجه این است که هر دو نفر بعد از پایان بحث احساس میکنند حرفشان شنیده نشده است.
انتظارهای گفته نشده از همسر
بعضی انتظارها هیچوقت مستقیماً بیان نمیشوند؛ چون فرد تصور میکند همسرش «باید خودش بفهمد».
مثلاً انتظار دارد آخر هفته زمان بیشتری را دونفره بگذرانند، اما درباره این خواسته صحبت نمیکند و وقتی همسرش برنامه دیگری میچیند ناراحت میشود.
تقسیم نامتعادل مسئولیتها
کارهای خانه، مراقبت از فرزند، خرید، رسیدگی به امور روزمره و مسئولیتهای مالی میتوانند زمینه اختلاف باشند.
اگر یکی از زوجین احساس کند بیشتر مسئولیتهای زندگی بر عهده اوست و تلاشش نیز دیده نمیشود، این نارضایتی ممکن است در دعواهای مختلف ظاهر شود.
اختلافهای مالی
تفاوت در شیوه خرج کردن، پسانداز، بدهی، میزان درآمد یا اولویتهای مالی میتواند باعث بحثهای مکرر شود.
گاهی دعوا درباره یک خرید مشخص است، اما اختلاف اصلی به نگاه متفاوت دو نفر درباره پول و امنیت مالی مربوط میشود.
دخالت خانوادهها
میزان رفتوآمد، دخالت والدین در تصمیمهای زوج، مقایسه خانوادهها یا طرفداری همسر از خانواده خود میتواند زمینه اختلاف ایجاد کند.
در چنین شرایطی مسئله فقط رفتار خانوادهها نیست؛ زوج باید بتواند درباره مرزهای زندگی مشترک به توافق برسد.
کاهش صمیمیت عاطفی
گاهی دعوا نتیجه فاصلهای است که به مرور میان دو نفر ایجاد شده است.
وقتی گفتگو، توجه، وقت دونفره و ابراز محبت کمتر میشود، رفتارهای کوچک همسر نیز ممکن است حساسیت بیشتری ایجاد کنند.
دلایل اختلاف و دعوای زیاد زن و شوهر همیشه همان موضوع دعوا نیست

یکی از مهمترین نکات درباره دلایل اختلاف و دعوای زیاد زن و شوهر این است که «موضوع دعوا» الزاماً همان «علت اصلی دعوا» نیست.
ممکن است این هفته درباره کارهای خانه، هفته بعد درباره تلفن همراه و دفعه بعد درباره مهمانی خانوادگی بحث کنید؛ اما پشت همه این اختلافها یک احساس مشترک وجود داشته باشد:
«به حرف من اهمیت نمیدهی.»
«احساس میکنم همه مسئولیتها با من است.»
«وقتی ناراحتم کنارم نیستی.»
«احساس میکنم خانوادهات از من مهمتر هستند.»
«دیگر مثل گذشته به من توجه نمیکنی.»
اگر موضوع دعواهای شما متفاوت است اما بحثها تقریباً همیشه به یک نقطه مشخص ختم میشوند، بهتر است بهجای بررسی فقط آخرین اختلاف، الگوی کلی رابطه را پیدا کنید.
چرا با شوهرم زیاد دعوا میکنم؟
اگر مدام از خودتان میپرسید «چرا با شوهرم زیاد دعوا میکنم؟» بهتر است فقط به دنبال پیدا کردن مقصر نباشید. در بسیاری از روابط، دعوا در قالب یک چرخه ارتباطی شکل میگیرد و واکنش هر نفر باعث تشدید واکنش طرف مقابل میشود.
برای مثال، یکی از زوجین هنگام ایجاد مشکل اصرار دارد همان لحظه درباره آن صحبت کند. نفر مقابل هنگام تنش ترجیح میدهد سکوت کند یا فاصله بگیرد.
هرچه نفر اول بیشتر اصرار میکند، نفر دوم بیشتر عقب میکشد و هرچه او بیشتر فاصله میگیرد، اضطراب و عصبانیت نفر اول افزایش پیدا میکند.
در پایان هر دو نفر ممکن است دیگری را عامل اصلی دعوا بدانند، درحالیکه چرخهای که بین آنها شکل گرفته بخش مهمی از مشکل است.
اگر چنین چرخهای مدتهاست در رابطه شما تکرار میشود، مشاوره ازدواج میتواند به شناسایی الگوهای ارتباطی و پیدا کردن شیوه متفاوتی برای مدیریت اختلافها کمک کند.
جر و بحث های زیاد بین زن و شوهر چه زمانی نگران کننده میشود؟
تعداد اختلافها بهتنهایی معیار دقیقی برای سنجش کیفیت زندگی مشترک نیست. مهم است زوج هنگام اختلاف چگونه رفتار میکنند و بعد از پایان بحث چه اتفاقی میافتد.
جر و بحث های زیاد بین زن و شوهر زمانی جدیتر میشود که رفتارهای آسیبزننده به بخش ثابتی از اختلافها تبدیل شوند.
تحقیر وارد رابطه شده است
تمسخر، ناسزا، کوچک کردن شخصیت همسر یا استفاده از نقاط ضعف او برای آسیب زدن باعث میشود بحث از موضوع اصلی خارج شود.
در این حالت حتی اگر مسئله اولیه حل شود، آسیبی که از شیوه گفتگو ایجاد شده ممکن است باقی بماند.
مشکلات بارها بدون نتیجه تکرار میشوند
اگر ماههاست درباره یک موضوع مشخص بحث میکنید اما هیچ توافق یا تغییر عملی ایجاد نشده است، احتمالاً مسئله فقط خود موضوع نیست و شیوه حل تعارض نیز باید بررسی شود.
گذشته در هر دعوا دوباره باز میشود
گاهی یک اختلاف ساده باعث میشود اتفاقات چند ماه یا چند سال گذشته دوباره وارد بحث شوند.
در چنین شرایطی زوج بهجای حل یک مسئله، با مجموعهای از ناراحتیهای حلنشده روبهرو میشود.
قهر به ابزار تنبیه تبدیل شده است
فاصله گرفتن کوتاه برای آرام شدن با قهر طولانی برای تنبیه همسر تفاوت دارد.
قطع عمدی ارتباط برای وادار کردن طرف مقابل به تسلیم شدن میتواند فاصله عاطفی را بیشتر کند.
یکی از طرفین از دیگری میترسد
اگر اختلافها با تهدید، خشونت فیزیکی، اجبار یا ترس از واکنش همسر همراه شدهاند، مسئله دیگر صرفاً یک دعوای معمول زناشویی نیست و امنیت باید در اولویت قرار بگیرد.
چرا دعواهای ما همیشه از موضوعات کوچک شروع میشوند؟
«چرا جواب پیامم را دیر دادی؟»، «چرا دوباره ظرف را سر جایش نگذاشتی؟» یا «چرا بدون اینکه بگویی دیر آمدی؟» ممکن است در ظاهر موضوعات کوچکی باشند.
اما شدت واکنش افراد همیشه مربوط به همان اتفاق چند دقیقه قبل نیست.
گاهی یک اتفاق کوچک فقط آخرین محرک مجموعهای از ناراحتیهایی است که مدتها درباره آنها صحبت نشده است.
مثلاً اگر فرد مدت زیادی احساس کند همسرش به او توجه نمیکند، دیر پاسخ دادن به یک پیام ممکن است برای او معنای بزرگتری پیدا کند:
«باز هم من برایش مهم نیستم.»
به همین دلیل در بسیاری از اختلافها بهتر است علاوه بر خود اتفاق، درباره احساسی که آن رفتار در فرد ایجاد کرده است نیز صحبت شود.
چرا یک دعوا بارها بین زن و شوهر تکرار میشود؟

گاهی زوج بعد از دعوا آشتی میکند اما مسئلهای که باعث اختلاف شده همچنان بدون پاسخ باقی میماند.
برای مثال، دو نفر درباره دیر آمدن یکی از طرفین دعوا میکنند. چند ساعت بعد رابطه عادی میشود اما هیچ توافقی درباره اطلاع دادن، برنامه زمانی یا انتظار طرفین ایجاد نمیشود.
در این حالت دعوا تمام شده است، اما مشکل حل نشده است.
وقتی این اتفاق بارها تکرار شود، حتی موضوعات کوچک نیز میتوانند دوباره همان ناراحتیهای قبلی را فعال کنند.
برای دعوای زن و شوهر چه باید کرد؟
اگر سؤال شما این است که برای دعوای زن و شوهر چه باید کرد؟ هدف نباید این باشد که دیگر هیچ اختلافی در رابطه ایجاد نشود.
هدف منطقیتر این است که بتوانید درباره اختلافها بدون آسیب زدن به یکدیگر صحبت کنید و در نهایت به یک تصمیم یا توافق مشخص برسید.
در اوج عصبانیت مسئله را حل نکنید
وقتی بحث بسیار شدید شده است، توانایی شنیدن حرف طرف مقابل و فکر کردن منطقی کاهش پیدا میکند.
میتوانید گفتگو را برای مدتی متوقف کنید و زمان مشخصی برای ادامه آن تعیین کنید:
«الان خیلی عصبانی هستم و نمیتوانم درست صحبت کنم. کمی زمان میخواهم و بعد دوباره دربارهاش حرف میزنیم.»
مهم است بعداً به گفتگو برگردید تا این فاصله به قهر تبدیل نشود.
درباره رفتار صحبت کنید، نه شخصیت
بین این دو جمله تفاوت زیادی وجود دارد:
«وقتی بدون اطلاع دیر میآیی، نگران و ناراحت میشوم.»
و:
«تو همیشه آدم بیمسئولیتی هستی.»
جمله اول درباره یک رفتار مشخص صحبت میکند؛ جمله دوم شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال میبرد.
از «همیشه» و «هیچوقت» کمتر استفاده کنید
عبارتهایی مثل «تو هیچوقت به من توجه نمیکنی» معمولاً باعث میشوند طرف مقابل فوراً وارد حالت دفاعی شود.
بهتر است رفتار مشخصی را بیان کنید:
«این هفته چند بار وقتی با تو صحبت کردم حواست به تلفنت بود و احساس کردم حرفم شنیده نمیشود.»
در هر گفتگو روی یک مسئله بمانید
اگر بحث درباره هزینههای این ماه است، اختلاف سال گذشته با خانواده همسر را نیز وارد همان گفتگو نکنید.
هرچه تعداد موضوعات یک بحث بیشتر شود، احتمال رسیدن به نتیجه کمتر خواهد شد.
برای جلوگیری از دعوای زن و شوهر چه کنیم؟
اگر میپرسید برای جلوگیری از دعوای زن و شوهر چه کنیم، بهتر است بهجای تلاش برای حذف تمام اختلافها، از تبدیل اختلاف به یک دعوای فرسایشی جلوگیری کنید.
زوجهایی که ارتباط سالمتری دارند نیز اختلاف پیدا میکنند؛ تفاوت اصلی در نحوه مدیریت آن است.
قبل از جمع شدن ناراحتی صحبت کنید
بعضی افراد برای جلوگیری از بحث مدت زیادی چیزی نمیگویند، اما ناراحتی به مرور جمع میشود و در نهایت با یک اتفاق کوچک واکنش شدیدی نشان میدهند.
بهتر است نیاز یا ناراحتی خود را قبل از رسیدن به این مرحله بیان کنید.
برای مشکلات تکراری توافق عملی داشته باشید
اگر همیشه درباره پول، کارهای خانه، رفتوآمد خانوادگی یا مراقبت از فرزند بحث میکنید، فقط درباره ناراحتی خود صحبت نکنید.
مشخص کنید از این پس دقیقاً چه کاری قرار است متفاوت انجام شود.
زمان مناسبی برای گفتگو انتخاب کنید
شروع یک بحث حساس زمانی که همسر خسته، خوابآلود یا درگیر کار دیگری است احتمال نتیجه گرفتن را کمتر میکند.
گاهی همین سؤال ساده مفید است:
«الان وقت مناسبی هست درباره یک موضوع مهم صحبت کنیم؟»
اختلاف را به مسابقه تبدیل نکنید
اگر هدف گفتگو اثبات این باشد که «من درست میگویم و تو اشتباه میکنی»، ممکن است حتی برنده شدن در بحث نیز کمکی به رابطه نکند.
سؤال مفیدتر میتواند این باشد:
«چه راهحلی وجود دارد که نیاز هر دوی ما را تا حد ممکن در نظر بگیرد؟»
بعد از دعوا چه کسی باید برای آشتی پیشقدم شود؟
منتظر ماندن برای اینکه «کسی که مقصر بوده اول بیاید» ممکن است فاصله را بیشتر کند.
پیشقدم شدن برای شروع گفتگو الزاماً به معنی قبول کردن تمام تقصیر نیست. فرد میتواند مسئولیت رفتار خودش را بپذیرد و همچنان درباره اصل موضوع اختلاف نظر داشته باشد.
مثلاً:
«من هنوز درباره اتفاقی که افتاد ناراحتم، اما نباید با آن لحن با تو صحبت میکردم.»
این جمله بسیار متفاوت از عذرخواهیهایی مثل «خب دیگه ببخشید» است؛ زیرا فرد دقیقاً مشخص میکند بابت کدام رفتارش مسئولیت میپذیرد.
قهر بعد از دعوای زن و شوهر چقدر باید طول بکشد؟
گاهی ادامه گفتگو در اوج عصبانیت فقط شرایط را بدتر میکند. در چنین مواقعی کمی فاصله برای آرام شدن میتواند مفید باشد.
اما فاصله گرفتن با قهر تنبیهی یکسان نیست.
اگر میخواهید گفتگو را متوقف کنید، بهتر است همسرتان بداند چرا و چه زمانی قرار است دوباره صحبت کنید.
برای مثال:
«الان نمیتوانم آرام صحبت کنم. کمی زمان میخواهم و امشب دوباره دربارهاش حرف میزنیم.»
در مقابل، جواب ندادن عمدی، چند روز سکوت یا قطع ارتباط برای تنبیه طرف مقابل ممکن است احساس ناامنی و فاصله عاطفی را افزایش دهد.
آیا دعوای زیاد به معنی تمام شدن عشق است؟
نه لزوماً. ممکن است دو نفر همچنان به یکدیگر علاقه داشته باشند اما نتوانند نیازهایشان را به شیوه مناسبی بیان کنند یا درباره اختلافهایشان به نتیجه برسند.
از طرف دیگر، وجود علاقه نیز به این معنی نیست که مشکلات رابطه خودبهخود برطرف میشوند.
گاهی پشت دعواهای مکرر، احساسهایی مانند دیده نشدن، تنهایی در رابطه، کمبود توجه یا کاهش صمیمیت وجود دارد. اگر احساس میکنید علاوه بر دعوا، فاصله عاطفی میان شما نیز بیشتر شده است، مشاوره عاطفی میتواند برای بررسی این بخش از رابطه مناسب باشد.
دعوای زن و شوهر جلوی فرزند چه تأثیری دارد؟
کودکان ممکن است حتی زمانی که مستقیماً در بحث حضور ندارند، تنش میان والدین را متوجه شوند.
داد زدن، توهین، تهدید یا کشاندن کودک به اختلاف میتواند برای او اضطرابآور باشد. کودک نباید پیامرسان والدین، داور اختلاف آنها یا مسئول آشتی دادنشان باشد.
همچنین نباید از کودک پرسید «حق با مامان است یا بابا؟» یا او را مجبور کرد بین والدین یکی را انتخاب کند.
اگر کودک شاهد دعوا بوده است، متناسب با سن او توضیح دهید که اختلاف میان بزرگسالان تقصیر یا مسئولیت کودک نیست.
اگر تعارضهای مکرر والدین باعث ترس، اضطراب، اختلال خواب یا تغییرات رفتاری فرزند شده است، مشاوره کودک و نوجوان میتواند برای بررسی دقیقتر واکنشهای کودک مناسب باشد.
آیا مشکلات رابطه جنسی میتوانند باعث دعوای زیاد شوند؟
بله. گاهی کاهش صمیمیت جنسی، تفاوت در میزان میل، احساس طرد شدن یا نارضایتیهایی که درباره آنها صحبت نشده است به منبعی برای فاصله و ناراحتی تبدیل میشوند.
حتی ممکن است زوج مستقیماً درباره رابطه جنسی دعوا نکند، اما ناراحتی این بخش در موضوعات دیگر خودش را نشان دهد.
اگر بخش قابلتوجهی از اختلافهای شما به کاهش میل، تفاوت نیازهای جنسی، احساس طرد شدن یا نارضایتی از رابطه جنسی مربوط میشود، مشاوره جنسی میتواند فضای تخصصیتری برای گفتگو درباره این مسائل فراهم کند.
آیا فکر کردن به طلاق بعد از دعوا طبیعی است؟
ممکن است فرد در اوج خشم جملاتی مثل «دیگر نمیتوانم ادامه بدهم» یا «کاش جدا شویم» را در ذهن خود مرور کند. یک فکر گذرا در زمان عصبانیت با تصمیم جدی برای پایان دادن به زندگی مشترک یکسان نیست.
اما اگر بعد از بیشتر اختلافها به جدایی فکر میکنید، مرتب یکدیگر را به طلاق تهدید میکنید یا مدتهاست واقعاً بین ماندن و رفتن مردد هستید، بهتر است این مسئله را جداگانه بررسی کنید.
در چنین شرایطی، مشاوره طلاق میتواند به شما کمک کند بهجای تصمیمگیری در اوج عصبانیت، وضعیت رابطه و پیامدهای ادامه یا پایان آن را دقیقتر بررسی کنید.

چه زمانی برای دعوای زیاد بین زن و شوهر به روانشناس مراجعه کنیم؟
برای مراجعه به روانشناس لازم نیست منتظر بمانید تا رابطه به مرحله جدایی برسد.
اگر دعواها مرتب تکرار میشوند، گفتگوها به نتیجه نمیرسند، صمیمیت کاهش یافته یا احساس میکنید دیگر نمیتوانید درباره مسائل مهم بدون تنش صحبت کنید، بهتر است الگوی رابطه دقیقتر بررسی شود.
نشانههایی که میتوانند اهمیت مراجعه را بیشتر کنند شامل تکرار دائمی اختلافها، توهین و تحقیر، قهرهای طولانی، کاهش شدید صمیمیت، تهدید مداوم به جدایی و تأثیر اختلاف والدین بر فرزندان هستند.
در چنین شرایطی، مشاوره ازدواج میتواند به زوج کمک کند بهجای تمرکز صرف بر اینکه «مقصر چه کسی است»، علت تعارضهای تکراری و نحوه ارتباط با یکدیگر را بررسی کنند.
چگونه دعوای زیاد بین زن و شوهر را کمتر کنیم؟
دعوای زیاد بین زن و شوهر همیشه نشانه تمام شدن رابطه نیست؛ اما اختلافهای تکراری و حلنشده را نیز نباید بخشی اجتنابناپذیر از زندگی مشترک دانست.
برای شناخت علت دعوای زیاد بین زن و شوهر فقط به آخرین بحث نگاه نکنید. انتظارات بیاننشده، مشکلات مالی، تقسیم مسئولیتها، خانوادهها، کاهش صمیمیت و الگوهای ارتباطی میتوانند پشت دعواهای مکرر قرار داشته باشند.
اگر مدام میپرسید «چرا با شوهرم زیاد دعوا میکنم؟» یا نمیدانید برای جلوگیری از دعوای زن و شوهر چه کنیم، شاید سؤال مفیدتر این باشد که «چه الگویی بین ما تکرار میشود و هرکدام چگونه آن را ادامه میدهیم؟»
اجازه ندهید هر اختلاف دوباره به همان دعوا ختم شود
اگر شما و همسرتان بارها درباره مسائل مشابه بحث میکنید، اما گفتگوها به نتیجه مشخصی نمیرسند، لازم نیست منتظر شدیدتر شدن اختلافها بمانید. در مشاوران کیلینیک روانشناسی روان رشد میتوانید با کمک روانشناس، علت تعارضهای تکراری و شیوه ارتباط خود را دقیقتر بررسی کنید.
برای شروع، مشاوره ازدواج میتواند به شما کمک کند الگوهای تعارض را بشناسید و برای مدیریت اختلافها و بهبود ارتباط زوجی راهکار متناسب با شرایط رابطه خود پیدا کنید.
سوالات متداول درباره دعوای زیاد بین زن و شوهر
بعضی سؤالها زمانی مطرح میشوند که زوج علت کلی اختلاف را میداند اما هنوز درباره بعضی رفتارهای خودش یا همسرش ابهام دارد. سؤالهای زیر موضوعاتی هستند که در بخشهای قبلی مستقیماً به آنها نپرداختیم.
چرا همسرم بیرون از خانه آرام است اما با من زود عصبانی میشود؟
رفتار متفاوت فرد در خانه میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و نمیتوان تنها از روی آن نتیجه مشخصی گرفت. فشارهای انباشتهشده، مشکلات حلنشده رابطه و نحوه ارتباط زوج میتوانند در این مسئله نقش داشته باشند.
بااینحال، فشار یا عصبانیت هیچکدام توجیهی برای توهین یا خشونت نیستند.
چرا وقتی همسرم عصبانی میشود من هم نمیتوانم آرام بمانم؟
هیجان در گفتگو میتواند بهسرعت از یک نفر به نفر دیگر منتقل شود. لحن، حالت چهره یا کلمات طرف مقابل ممکن است باعث شوند شما نیز حالت دفاعی بگیرید.
شناخت اولین نشانههای بالا رفتن تنش کمک میکند قبل از شدید شدن دعوا برای مدت کوتاهی گفتگو را متوقف کنید.
آیا باید همه مشکلات را همان روز حل کنیم؟
خیر. بعضی مسائل به زمان و چند مرحله گفتگو نیاز دارند.
اصرار برای رسیدن به نتیجه فوری، مخصوصاً وقتی یکی از طرفین خسته یا عصبانی است، ممکن است اختلاف را شدیدتر کند. مهم این است که مسئله رها نشود و زمان دیگری برای ادامه گفتگو تعیین شود.
آیا پیام دادن به جای صحبت حضوری برای حل اختلاف بهتر است؟
نوشتن گاهی کمک میکند فرد افکارش را مرتب کند، اما اختلافهای پیچیده ممکن است در پیام متنی با سوءبرداشت بیشتری همراه شوند؛ چون لحن و واکنش طرف مقابل مشخص نیست.
برای موضوعات مهم معمولاً گفتگوی آرام و مستقیم امکان تعامل بیشتری فراهم میکند.
آیا بچه دار شدن میتواند دعوای زن و شوهر را کمتر کند؟
فرزند نباید بهعنوان راهحل مشکلات زناشویی در نظر گرفته شود. والد شدن مسئولیتها و فشارهای جدیدی ایجاد میکند و اگر اختلافهای اصلی زوج حل نشده باشند، این فشارها ممکن است آنها را پیچیدهتر کنند.
نظرات و دیدگاه ها



{{ comment.name || comment.user_name || (comment.user && comment.user.name) || 'کاربر' }}
({{ (Number(comment.rate ?? comment.rating ?? 0)).toFixed(1) }} از 5)
{{ comment.comment || comment.body || comment.text || '' }}