دانستنی های روان رشد
تاثیر تروما در روابط عاطفی
-
انتشار: ۱۴۰۵/۰۵/۱۰
-
نویسنده: ادمین روان رشد
-
دسته بندی: مشاوره و درمان بزرگسالان
این مقاله توسط سیما رشمه کریم از نظر تخصصی بررسی و تایید شده است
گاهی یک اختلاف کوچک در روابط عاطفی، واکنشی بسیار بزرگ ایجاد میکند. پارتنرتان چند ساعت جواب پیام نمیدهد و ناگهان ذهنتان پر از فکرهای نگرانکننده میشود: «دیگر دوستم ندارد»، «حتماً میخواهد ترکم کند» یا «باز هم قرار است به من آسیب برسد.»
این واکنشها همیشه به معنای وجود تروما نیستند؛ اما در بعضی افراد، تجربههای آسیبزای گذشته میتوانند در روابط جدید به شکل بیاعتمادی، ترس از رها شدن، حساسیت به طرد، خشم، فاصلهگرفتن یا دشواری در صمیمیت ظاهر شوند. تاثیر تروما در روابط عاطفی معمولاً از جایی آغاز میشود که بدن و ذهن فرد، یک اتفاق معمولی امروز را شبیه خطری قدیمی تشخیص میدهند. در چنین شرایطی ممکن است فرد از نظر منطقی بداند که پارتنرش دشمن او نیست، اما سیستم عصبیاش همچنان برای دفاع آماده شود.

شاید مشکل رابطهتان از امروز نباشد؛ گاهی زخمهای قدیمی هنوز روی واکنشهای شما اثر میگذارند.
خبر مهم این است که این الگوها سرنوشت قطعی هیچکس نیستند. شناخت محرکها، یادگیری تنظیم هیجان، تجربه یک رابطه امن و دریافت کمک تخصصی میتواند به فرد کمک کند واکنشهای گذشته را از واقعیت امروز جدا کند.
تعریف تروما چیست؟
تروما یا روانزخم فقط نام یک اتفاق دردناک نیست. تروما به اثری گفته میشود که یک رویداد، مجموعهای از رویدادها یا شرایط آسیبزا بر احساس امنیت، عملکرد روانی و زندگی فرد باقی میگذارد.
تجربه خشونت، سوءاستفاده جسمی یا جنسی، تحقیر مداوم، بیتوجهی عاطفی، زندگی در محیط ناامن، مرگ ناگهانی یک عزیز، جنگ، مهاجرت اجباری، تصادف شدید، خیانت یا حضور در یک رابطه آزارگرانه میتواند برای بعضی افراد تجربهای تروماتیک باشد. سازمان SAMHSA نیز در تعریف تروما علاوه بر خود رویداد، بر تجربه فرد و آثار ماندگار آن تأکید میکند.
برای آشنایی کاملتر با تعریف، نشانهها و انواع روانزخم میتوانید مقاله «تروما چیست؟» در روان رشد را مطالعه کنید.
تروما چگونه وارد یک رابطه عاطفی می شود؟
تروما معمولاً با یک برچسب مشخص وارد رابطه نمیشود. بیشتر اوقات در قالب الگوهایی دیده میشود که خود فرد و پارتنرش نمیدانند از کجا آمدهاند.
برای مثال:
- فرد دائما منتظر خیانت یا ترک شدن است.
- سکوت پارتنر را نشانه بیعلاقگی میداند.
- در برابر انتقادهای کوچک احساس تحقیر شدیدی پیدا میکند.
- از صمیمیت عاطفی یا جسمی فاصله میگیرد.
- هنگام تعارض ناگهان خشمگین، مضطرب یا بیحس میشود.
- نیازهایش را بیان نمیکند، اما بعداً از دیدهنشدن آنها ناراحت میشود.
- برای حفظ رابطه بیش از حد کوتاه میآید و مرزهای خود را کنار میگذارد.
- به محض نزدیکشدن رابطه، بهانهای برای فاصلهگرفتن پیدا میکند.
_1785567342.jpg)
این رفتارها لزوما آگاهانه نیستند. بسیاری از آنها زمانی راههایی برای محافظت از فرد بودهاند. کودکی که نمیتوانسته به مراقبان خود اعتماد کند، ممکن است یاد گرفته باشد دائماً محیط را بررسی کند. فردی که بهخاطر بیان احساسات تحقیر شده است، ممکن است سکوت را امنتر بداند. کسی که بارها رها شده، ممکن است برای جلوگیری از ترک شدن، بیش از حد به رابطه بچسبد یا پیش از آنکه دیگری ترکش کند، خودش رابطه را خراب کند.
مشکل از جایی شروع میشود که یک راهکار قدیمی و محافظتکننده، در یک رابطه نسبتا امن امروزی همچنان فعال باقی میماند.
تاثیر تروماهای کودکی بر روابط عاطفی بزرگسالی
تجربههای نامطلوب دوران کودکی میتوانند شامل آزار، خشونت، غفلت، بیثباتی شدید خانواده و شرایطی باشند که احساس امنیت، ثبات و پیوند کودک را تضعیف میکنند. این تجربهها لزوماً فقط اتفاقهای ناگهانی و بسیار شدید نیستند؛ گاهی نبود مداوم حمایت، محبت یا پاسخگویی عاطفی نیز میتواند بر رشد کودک اثر بگذارد.
پژوهشها نشان میدهند بدرفتاری و غفلت عاطفی در کودکی با کاهش کیفیت روابط عاطفی بزرگسالی ارتباط دارند؛ هرچند شدت این ارتباط در افراد متفاوت است و تجربه تروما به این معنا نیست که فرد حتماً رابطه ناموفقی خواهد داشت. عوامل محافظی مانند حمایت اجتماعی، خودآگاهی، درمان و شکلگیری دلبستگی امنتر میتوانند مسیر زندگی فرد را تغییر دهند.
_1785567980.jpg)
۱. دشواری در اعتمادکردن
کودک برای شناخت جهان به رفتار مراقبان خود تکیه میکند. اگر کسانی که باید منبع امنیت باشند، غیرقابلپیشبینی، غایب، تحقیرکننده یا آزارگر باشند، کودک ممکن است به این نتیجه برسد که نزدیکشدن به دیگران خطرناک است.
در بزرگسالی این باور میتواند به شکلهای زیر دیده شود:
- بررسی مداوم رفتار پارتنر
- شک به نیتهای او
- حساسیت زیاد به تغییر لحن یا فاصله
- نیاز مکرر به اطمینانگرفتن
- آمادهبودن برای خیانت یا ترک شدن
- دشواری در باور محبت دیگران
۲. ترس از رها شدن
فرد ممکن است فاصله کوتاهمدت پارتنر را نه بهعنوان یک اتفاق عادی، بلکه بهعنوان آغاز جدایی تجربه کند.
برای مثال، دیر جوابدادن به پیام ممکن است این چرخه را فعال کند:
تاخیر در پاسخ ← ترس از ترک شدن ← ارسال پیامهای مکرر یا اتهامزدن ← فاصلهگرفتن پارتنر ← تقویت باور «همه در نهایت مرا ترک میکنند»
در این چرخه، ترس اولیه فرد واقعی است؛ اما رفتار دفاعی او ممکن است ناخواسته همان فاصلهای را ایجاد کند که از آن میترسد.
۳. ترس از صمیمیت
همه افراد تروما دیده به رابطه نمیچسبند. بعضی افراد با نزدیکشدن عاطفی احساس خطر میکنند.
ممکن است تا زمانی که رابطه سطحی است، آرام باشند؛ اما وقتی پارتنر درباره تعهد، احساسات یا آینده صحبت میکند، عقبنشینی کنند. آنها ممکن است علاقه داشته باشند، ولی آسیبپذیربودن برایشان ناامن باشد.
نشانههای ترس از صمیمیت میتواند شامل این موارد باشد:
- عوضکردن موضوع هنگام گفتوگوی احساسی
- پایاندادن ناگهانی به روابط نزدیک
- انتخاب پارتنرهای عاطفا در دسترسنبودنی
- تاکید افراطی بر استقلال
- دشواری در درخواست کمک
- پنهانکردن نیازهای عاطفی
۴. احساس شرم و دوستداشتنینبودن
تحقیر، طرد، انتقاد مداوم یا بیتوجهی عاطفی ممکن است باعث شکلگیری باورهایی مانند این موارد شود:
- «من کافی نیستم.»
- «اگر من واقعی را بشناسند، ترکم میکنند.»
- «نیازهای من مهم نیست.»
- «برای دوستداشتنیبودن باید همه را راضی نگه دارم.»
- «مشکل همیشه از من است.»
چنین باورهایی میتوانند فرد را به سمت روابط نابرابر، تحمل رفتارهای آزاردهنده یا پنهانکردن بخشهایی از خود سوق دهند. در طرحوارهدرمانی، بعضی از این الگوهای عمیق و تکرارشونده بررسی میشوند تا فرد متوجه شود کدام باورهای قدیمی هنوز تصمیمهای امروز او را هدایت میکنند.
۵. مشکل در تنظیم هیجان
کودکان معمولاً تنظیم هیجان را ابتدا در ارتباط با یک بزرگسال امن یاد میگیرند. اگر محیط کودکی ناامن یا آشفته باشد، فرد ممکن است در بزرگسالی برای آرامکردن خشم، ترس، شرم یا اضطراب خود مشکل داشته باشد.
در نتیجه، یک تعارض معمولی ممکن است به شکل زیر تجربه شود:
- بالا رفتن سریع ضربان قلب
- لرزش یا تنش بدن
- افکار فاجعهساز
- فریادزدن یا دفاع شدید
- ترک ناگهانی گفتوگو
- بیحسی و قطع ارتباط
- گریه یا احساس درماندگی شدید
۶. ضعف در تعیین مرزها
برخی کودکان یاد میگیرند که برای حفظ امنیت باید آرام، مطیع و سازگار باشند. آنها ممکن است در بزرگسالی نیز نیازها و مخالفتهای خود را بیان نکنند.
این افراد ممکن است:
- به درخواستهایی که نمیخواهند، پاسخ مثبت بدهند.
- مسئول احساسات پارتنر شوند.
- از ترس ناراحتکردن دیگری، مرز نگذارند.
- رفتار آزاردهنده را تحمل کنند.
- بعد از مدتی دچار خشم پنهان یا فرسودگی شوند.
مرزبندی به معنای تهدید، تنبیه یا کنترل پارتنر نیست. مرز سالم توضیح میدهد که فرد چه رفتاری را میپذیرد، چه رفتاری را نمیپذیرد و در صورت نقض مرز چه اقدامی برای محافظت از خود انجام میدهد.
تروما و سبک دلبستگی
سبک دلبستگی توضیح میدهد که افراد در روابط نزدیک چگونه با صمیمیت، فاصله، اعتماد و نیاز به حمایت برخورد میکنند.
تجربههای کودکی میتوانند در شکلگیری دلبستگی نقش داشته باشند، اما سبک دلبستگی یک برچسب ثابت یا تشخیص پزشکی نیست. رابطههای بعدی، تجربههای مثبت، خودآگاهی و رواندرمانی میتوانند به شکلگیری الگوهای امنتر کمک کنند.
دلبستگی مضطرب
فرد دارای الگوهای دلبستگی مضطرب ممکن است:
- از ترک شدن بترسد.
- به نشانههای طرد بسیار حساس باشد.
- بارها درباره علاقه پارتنر سؤال کند.
- فاصله کوتاه را تحمل نکند.
- برای حفظ رابطه از نیازهایش بگذرد.
دلبستگی اجتنابی
فرد دارای الگوهای اجتنابی ممکن است:
- صمیمیت زیاد را محدودکننده بداند.
- احساساتش را پنهان کند.
- هنگام تعارض عقب بکشد.
- درخواست کمک را نشانه ضعف بداند.
- بیش از اندازه بر استقلال تاکید کند.
دلبستگی آشفته یا ترسان ـ اجتنابی
در این الگو، فرد هم به نزدیکی نیاز دارد و هم از آن میترسد. ممکن است در یک لحظه به پارتنر نزدیک شود و کمی بعد او را پس بزند.
برای چنین فردی، رابطه میتواند هم منبع امنیت و هم یادآور خطر باشد. پژوهشها نشان دادهاند تجربه غفلت یا آزار در کودکی ممکن است با دلبستگی ناایمن در بزرگسالی ارتباط داشته باشد، اما این ارتباط قطعی و تغییرناپذیر نیست.
نشانههای تاثیر تروما در روابط عاطفی
وجود یکی از نشانههای زیر به معنای تشخیص تروما نیست. اهمیت اصلی زمانی است که چند الگو بهصورت مکرر در روابط مختلف دیده شوند یا عملکرد فرد و رابطه را مختل کنند.
۱. بیش از حد منتظر خطر هستید
ممکن است دائماً لحن، رفتار، پیامها یا فعالیتهای پارتنر را بررسی کنید تا نشانهای از خیانت، خشم یا ترک شدن پیدا کنید.
۲. اختلافهای کوچک برایتان بسیار بزرگ میشوند
یک انتقاد یا سوءتفاهم ساده ممکن است احساس کنید تمام رابطه در خطر است.
۳. نیاز شدیدی به اطمینانگرفتن دارید
شنیدن یکباره «دوستت دارم» کافی نیست و برای آرامشدن باید بارها علاقه و تعهد پارتنر را بررسی کنید.
۴. از بیان نیازهایتان میترسید
ممکن است نگران باشید که درخواستکردن، دیگری را ناراحت کند یا باعث ترک شدن شما شود.
۵. در تعارضها حمله میکنید یا کاملاً عقب میکشید
بهجای گفتوگوی تدریجی، ممکن است خیلی سریع وارد خشم شدید یا سکوت کامل شوید.
۶. محبت و آرامش برایتان ناآشناست
گاهی فردی که در محیطی آشفته بزرگ شده، رابطه آرام را کسلکننده یا غیرواقعی میبیند و بهطور ناخودآگاه به سمت روابط پرتنش کشیده میشود؛ نه به این دلیل که آسیب را دوست دارد، بلکه چون آن الگو برای سیستم روانی او آشناتر است.
۷. به افراد در دسترس علاقه کمتری پیدا میکنید
ممکن است بارها پارتنرهایی را انتخاب کنید که از نظر عاطفی دور، غیرقابلپیشبینی یا متعهدنبودنی هستند.
۸. صمیمیت جسمی یا جنسی باعث اضطرابتان میشود
لمس، نزدیکی یا رابطه جنسی ممکن است یادآور تجربههای گذشته باشد یا احساس ازدستدادن کنترل ایجاد کند.
۹. خودتان را مسئول همه مشکلات میدانید
ممکن است حتی در برابر رفتار نامناسب پارتنر، ابتدا خودتان را سرزنش کنید.
۱۰. بعد از هر تعارض، احساس شرم شدیدی دارید
بهجای اینکه بگویید «رفتارم مناسب نبود»، ممکن است به این نتیجه برسید که «من آدم بد یا دوستنداشتنیای هستم.»
راههای مقابله با تاثیرات تروما در رابطه
بهبود معمولاً با «فراموشکردن گذشته» اتفاق نمیافتد. هدف این است که فرد بتواند گذشته را بهعنوان گذشته بشناسد و در زمان حال، انتخابهای بیشتری داشته باشد.

1. الگوی رابطه را بدون سرزنش مشاهده کنید
بهجای اینکه فقط بگویید «من زیادی حساسم» یا «پارتنرم من را عصبی میکند»، زنجیره کامل را بررسی کنید:
- چه اتفاقی افتاد؟
- چه فکری از ذهنم گذشت؟
- بدنم چه واکنشی نشان داد؟
- از چه چیزی ترسیدم؟
- چه رفتاری انجام دادم؟
- واکنش پارتنرم چه بود؟
- این چرخه چگونه تمام شد؟
هدف این تمرین مقصر پیداکردن نیست؛ هدف شناخت لحظهای است که میتوان چرخه را تغییر داد.
2. محرکهای عاطفی خود را بشناسید
تریگر یا محرک چیزی است که بدن یا ذهن را به یاد خطر گذشته میاندازد. محرکهای رایج رابطهای میتوانند شامل این موارد باشند:
- تاخیر در پاسخدادن
- بلندشدن صدا
- انتقاد
- فاصله جسمی
- تغییر برنامه بدون اطلاع
- سکوت
- بستهشدن در
- شوخی تحقیرآمیز
- لمس پیشبینینشده
- احساس نادیدهگرفتهشدن
ثبت محرکها کمک میکند میان واقعیت فعلی و خاطرهای که فعال شده تفاوت بگذارید.
3. پیش از حل مسئله، بدن را آرام کنید
وقتی سیستم عصبی در وضعیت دفاعی شدید قرار دارد، گفتوگوی منطقی دشوارتر میشود. در چنین لحظهای لازم نیست فوراً اختلاف را حل کنید.
میتوانید:
- کف پاهایتان را روی زمین احساس کنید.
- پنج چیزی را که میبینید نام ببرید.
- بازدم را کمی طولانیتر از دم انجام دهید.
- به اطراف نگاه کنید و نشانههای امنیت فعلی را پیدا کنید.
- کمی آب بنوشید.
- با توافق پارتنر، گفتوگو را موقتاً متوقف کنید.
- زمان مشخصی برای ادامه بحث تعیین کنید.
توقف سالم با قهر و تنبیه متفاوت است. جمله زیر میتواند مفید باشد: «الان بدنم خیلی بههم ریخته و نمیتوانم درست صحبت کنم. بیست دقیقه زمان میخواهم و بعد برمیگردم تا گفتوگو را ادامه دهیم.»
4. درخواست مشخص مطرح کنید
پارتنر نمیتواند ذهن شما را بخواند. بهجای درخواست کلی مانند «بیشتر هوایم را داشته باش»، درخواست قابلاجرا بیان کنید:
- «وقتی دیر میرسی، یک پیام کوتاه بده.»
- «هنگام بحث صدایت را بالا نبر.»
- «قبل از لمسکردنم از من سؤال کن.»
- «اگر به زمان تنهایی نیاز داری، بگو چه زمانی برمیگردی.»
5. مرزهای سالم ایجاد کنید
همدلی با فرد تروما دیده مهم است، اما همدلی نباید به تحمل توهین، تهدید، کنترل، خشونت یا نقض حریم خصوصی تبدیل شود. تروما میتواند بعضی واکنشها را توضیح دهد، اما مسئولیت رفتار هر فرد را از بین نمیبرد.
6. برای درمان تخصصی اقدام کنید
وقتی تروما بر اعتماد، خواب، صمیمیت، تنظیم هیجان یا عملکرد روزمره اثر گذاشته است، رواندرمانی میتواند به شناخت و تغییر الگوها کمک کند. برای PTSD، رویکردهایی مانند درمان شناختیرفتاری متمرکز بر تروما و EMDR از جمله مداخلاتی هستند که در راهنماهای معتبر درمانی توصیه شدهاند. انتخاب رویکرد باید پس از ارزیابی شرایط فرد و توسط درمانگر آموزشدیده انجام شود.
اگر بخش اصلی مشکل، الگوهای تکرارشونده کودکی، ترس از ترک شدن، نقص و شرم یا فداکاری افراطی باشد، طرحواره درمانی نیز ممکن است یکی از گزینههایی باشد که درمانگر بررسی میکند.
در روان رشد امکان استفاده از رواندرمانی فردی، مشاوره رابطه عاطفی و مشاوره آنلاین وجود دارد؛ اما انتخاب نوع جلسه بهتر است براساس ارزیابی اولیه و نیاز واقعی فرد انجام شود، نه صرفاً نام یک روش درمانی.
اگر پارتنرمان تروما دیده است، چه کار کنیم؟
حمایت از پارتنری که تجربه تروما دارد، به معنای درمانکردن او نیست. نقش شما این است که تا حد امکان رابطهای امن، محترمانه و قابلپیشبینی ایجاد کنید، بدون اینکه نیازها و مرزهای خودتان را نادیده بگیرید.
- از او بپرسید در لحظه اضطراب چه چیزی کمکش میکند؛ ماندن کنارش، گوشدادن یا کمی فاصله.
- برای تعریف جزئیات تروما به او فشار نیاورید و به آمادگی و مرزهایش احترام بگذارید.
- احساسش را تأیید کنید، بدون اینکه تمام برداشتها و نتیجهگیریهایش را تأیید کنید.
- به قولهایتان عمل کنید و تغییر برنامهها را تا حد امکان زودتر اطلاع دهید.
- قبل از نصیحتکردن، گوش دهید و بپرسید آیا راهحل میخواهد یا فقط همراهی.
- از جملاتی مانند «فراموشش کن»، «باید قوی باشی» یا «همه مشکل دارند» استفاده نکنید.
- مرزهای خودتان را حفظ کنید و توهین، تهدید، کنترل یا خشونت را تحمل نکنید.
- او را مجبور به درمان نکنید؛ با احترام پیشنهاد کمک تخصصی بدهید و تصمیم نهایی را به خودش بسپارید.
حمایت سالم باید دوطرفه باشد. شما میتوانید در مسیر بهبود کنار پارتنرتان باشید، اما مسئول درمان گذشته او نیستید. اگر تروما به اعتماد، آرامش یا کیفیت رابطه آسیب زده است، کمکگرفتن از روانشناس میتواند مسیر روشنتر و امنتری برای هر دو نفر ایجاد کند.
چه زمانی مراجعه به روانشناس ضروری است؟
دریافت کمک تخصصی زمانی اهمیت بیشتری دارد که:
- خاطرات مزاحم یا کابوسهای مکرر دارید.
- دائماً گوشبهزنگ یا مضطرب هستید.
- از موقعیتهای زیادی اجتناب میکنید.
- هنگام تعارض بیحس یا از محیط جدا میشوید.
- خشم شما از کنترل خارج میشود.
- روابط مختلف شما با یک الگوی مشابه آسیب میبینند.
- صمیمیت یا رابطه جنسی باعث ترس شدید میشود.
- برای آرامشدن به الکل، مواد یا رفتارهای پرخطر متکی شدهاید.
- اعتماد، خواب یا عملکرد روزانه شما مختل شده است.
- در رابطه خشونت، تهدید یا اجبار وجود دارد.
- افکار آسیبزدن به خود یا دیگری دارید.
در موارد خطر فوری، اقدام برای حفظ امنیت و دریافت کمک اضطراری باید بر ادامه بحث یا تلاش برای حل دونفره مشکل اولویت داشته باشد. زمانی که الگوها عمیق، تکرارشونده یا فرسایندهاند، صحبت با روانشناس میتواند به فرد یا زوج کمک کند میان خطر گذشته و واقعیت امروز تفاوت بگذارند. در روان رشد امکان دریافت رواندرمانی فردی، مشاوره ازدواج و روابط عاطفی و جلسات آنلاین و حضوری فراهم شده است تا براساس شرایط هر فرد، مسیر مناسبتری برای بررسی ریشه مشکلات و ساختن روابط امنتر انتخاب شود.
مشاوران روان رشد که میتونن برای درمان تروما کنارتون باشن
سوالات متداول درباره تاثیر تروما در روابط عاطفی
آیا تروما میتواند یک رابطه سالم را خراب کند؟
تروما میتواند اعتماد، ارتباط، صمیمیت و تنظیم هیجان را دشوار کند؛ اما به این معنا نیست که رابطه حتماً شکست میخورد. شناخت الگوها، مسئولیتپذیری، حمایت مناسب و درمان میتوانند به ساختن رابطهای امنتر کمک کنند.
آیا عشق میتواند تروما را درمان کند؟
یک رابطه امن و حمایتگر میتواند در مسیر بهبود بسیار ارزشمند باشد، اما عشق بهتنهایی جای درمان تخصصی را نمیگیرد. پارتنر نمیتواند نقش رواندرمانگر را بر عهده بگیرد.
آیا تروما باعث خیانت میشود؟
خیر. خیانت دلایل متعددی دارد و نمیتوان آن را مستقیماً نتیجه تروما دانست. سابقه آسیب ممکن است بر سبک دلبستگی، عزت نفس یا انتخابهای رابطهای اثر بگذارد، اما هیچکس به دلیل داشتن تروما مجبور به خیانت نیست و مسئولیت رفتار همچنان بر عهده خود فرد است.
آیا تروما باعث عصبانیت میشود؟
در بعضی افراد، افزایش تحریکپذیری و خشم میتواند بخشی از واکنش پس از تروما باشد. بااینحال، هر فرد تروما دیدهای پرخاشگر نیست و تروما توجیهی برای توهین یا خشونت محسوب نمیشود. تحریکپذیری و طغیان خشم از جمله نشانههایی هستند که ممکن است در PTSD دیده شوند.
چرا فرد تروما دیده ناگهان سرد میشود؟
آنچه سردی به نظر میرسد ممکن است در بعضی مواقع واکنش اجتناب، بیحسی یا خاموشی سیستم عصبی باشد. البته سردی عاطفی میتواند دلایل دیگری نیز داشته باشد و نباید بدون ارزیابی به تروما نسبت داده شود.
درمان تروما در رابطه چقدر طول میکشد؟
زمان مشخص و یکسانی برای همه وجود ندارد. نوع و مدت تروما، شدت علائم، شرایط فعلی زندگی، امنیت رابطه، حمایت اجتماعی و مشارکت فرد در درمان همگی در روند بهبود نقش دارند. بهتر است به جای تعیین یک زمان قطعی، تغییرات تدریجی در تنظیم هیجان، مرزبندی، اعتماد و کیفیت رابطه بررسی شوند.
منابع: reachlink.com | verywellmind.com
نظرات و دیدگاه ها



{{ comment.name || comment.user_name || (comment.user && comment.user.name) || 'کاربر' }}
({{ (Number(comment.rate ?? comment.rating ?? 0)).toFixed(1) }} از 5)
{{ comment.comment || comment.body || comment.text || '' }}